من یک اموزگارم

ایا قانون هدفمندی یارانه ها باشیب مناسب اجرا می شود ؟
نویسنده : رحیم نجفی - ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۳
 

قانون هدفمندی یارانه ها که اخرین مرحله ان از روز یکشنبه اغاز شد ازچند سال قبل مطرح بو د حتی دولتهای پیشین نیز درباره ان صحبت کرده بودند اما بحث جدی در مورد هدفمند سازی یارانه ها حدود دوسال پیش توسط ریاست جمهوری مطرح گردید .

پس از بحث های فراوان دولت لایحه را به مجلس برد ومجلس ان را برای اجرا به تصویب رساند وطبق مصوبه مجلس باید هدفمندی یارانه ها از اول سال 89باشیب ملایم اجرایی می شد ولی دولت اجرای ان را حدود نه ماه به تاخیر انداخت .

قراربود طبق مصوبه مجلس این لایحه درمدت پنج سال اجرایی گردد وهر سال بیست درصدیارانه ها برداشته شود ودرپایان سال پنجم یارانه حامل های انرژی ونان وغیره به طور کلی حذف شود.به نظر می رسد اصلاح قیمتها خیلی بیشتر ازبیست درصد  باشد به عنوان مثال قیمت بنزین درخلیج فارس درحدود 600تومان است که قیمت اعلام شده بنزین ازاد ازانجاهم بیشتر است بنده فکر می کنم حذف یارانه ها باشیب تندی اجرا شد. گذشت زمان ثابت خواهد کرد که شیب اصلاح قیمت ها مناسب بوده یانه البته حذف یارانه ها منطقی وعاقلانه هست ومزایای زیادی دارد اگر زیرساخت های ان اماده گردد واز فشار بیشتر به مردم جلوگیری گردد


 
 
عوامل موفقیت درزندگی
نویسنده : رحیم نجفی - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠
 

اکثر اندیشمندان تلاش نمودند تعریف جامع و کاملی از موفقیت ارائه دهند تا مورد استفاده همگان قرار گیرد، اما شمار فراوان این تعاریف خود موجب گردیده است که تا به حال توصیف دقیق و مشخصی از این کلمه در دست نباشد و در واقع ندانیم که اصولاً موفقیت چیست و ما دستیابی به چه چیزهایی را موفقیت می‌نامیم.
یکی از دلایل عمده ی تعدد تعاریف موفقیت، برداشت‌های گوناگونی بوده که از این مفهوم شده است. بسا افرادی که به دلیل دستیابی به خواسته‌هایشان، خود را موفق و کامیاب می‌پندارند، امّا این موفقیت‌ از نظر دیگران چندان ارزش و اعتباری ندارد. و یا افرادی هستند که احساس می‌کنند، موفق شده‌اند ولی وقتی واقعاً در آن تفکر می‌کنند، می‌بینند پدیده ی فوق واقعاً، آن موفقیتی که فکر می‌کردند نیست. بنابراین موفقیت امری نسبی بوده و هرگز تعریف واحدی به خود نمی‌پذیرد.
«آرامش و اطمینان، بهترین موفقیت است»

آلفرد اوستن

در نظر اکثریت مردم فرد موفق کسی است که به آرزوهای خود رسیده و در درون،احساس رضایت خاطر دارد، که این خود حاصل تلاش و کوشش مداوم در زندگی می‌باشد. البته این را هم باید دانست که هیچکس واقعاً موفق نیست، مگر آنکه خوشبخت باشد و خوشبخت کسی است که کاری مفید و با ارزش انجام دهد.

می‌توان گفت موفقیت به مفهوم برخورداری از بسیاری مواهب است، از جمله: رفاه نسبی در زندگی، کسب احترام، بزرگی و عزّت در محیط کار و در عرصه ی اجتماع، رهایی از نگرانی، سرخوردگی و شکست. موفقیت یا کامیابی هدف زندگی است، هر انسانی خواهان موفقیت بوده و طالب بهترین چیزهایی می‌باشد که از روزگار می‌تواند بدست آورد. نخستین و بهترین ایستگاه آن است که از هم اکنون خود را در شمار افراد منتخبی قرار دهید که می‌خواهند از روزگار کام ستانند.

موفقیت، جریان مداومی است که ضمن آن مشتاق و آرزومند توفیق‌های بیشتری هستیم. و در واقع راه موفقیت همیشه در دست ساختن است.
موفقیت پیش رفتن در مسیر است، نه به نقطه ی پایان رسیدن.

موفقیت واقعی چیست؟
کوشیدن، جستن، یافتن و هرگز تسلیم نشدن راز موفقیت واقعی است؛ که اگر به آن دست یابیم با تمام وجود احساس رضایت خواهیم کرد.

در این سلسله مقالات به هفت اقدام اشاره می کنیم که با انجام آنها به موفقیت واقعی می‌توان دست یافت:

در این مقاله به بحث نیروهای درونی می پردازیم.
۱- نیروهای درونی خود را آزاد کنید:
امام علی (ع) می‌فرماید:

آیا می‌پنداری که جسم کوچکی هستی،
در حالی که در درون تو جهان بزرگی نهفته است.

لحظاتی با خود خلوت کنید، در چشمه ی صاف و فراوان اندیشه‌ها، غرق شوید و نیروهای عظیم و حیات‌بخش خود را در نظر آورید!

کاوش‌ها و پژوهش‌های عصر حاضر در مورد انسان حاکی از آن است که برخلاف آنچه تصور می‌کنند، انسان‌ها، کم یا بیش دارای منابع و ذخایر بالقوه و خداداد مشابهی هستند و از این لحاظ تفاوت فاحشی بین آنها وجود ندارد.

عده‌ای این استعداد و ذخایر را در وجود خویش کشف می‌کنند و با بکار بستن آن به نتایج عظیم و شگرفی دست می‌یابند و عد‌ه‌ای دیگر از توانایی‌های بالقوه ی خود استفاده نکرده و آنرا با خود به گور می‌برند. تفاوت انسان‌های موفق جهان با سایر افراد در همین است.
نیروهای آشکار و پنهانی که در درون انسان وجود دارد و متناسب با شرایط محیطی خاص، از طریق نظام عصبی واکنش نشان می‌دهند عبارتند از: شعور و آگاهی، قدرت جسمانی، عشق و علاقه، نبوغ و خلاقیّت، ایمان، پشتکار، خشم، شهوت، کینه، اعتماد به نفس، اراده، شادی و نشاط، غم و اندوه، ضعف و کسالت، اضطراب و نگرانی، حساسیت، کنجکاوی، مهر و محبت و …
هر یک از این نیروها همانند یک بردار، دارای شدت و جهت معینی هستند که اندازه و جهت آن در افراد مختلف و در حالت‌های گوناگون با یکدیگر تفاوت دارد. این نیروها نیز فعال نیستند و تأثیر چندانی در رفتارها ندارند. فرآیند مجموع این نیروهاست که روحیه و عملکرد انسان را شکل می‌دهد و او را وادار به بازتاب در مقابل عوامل محیطی می‌کند. اگر این نیروها تحت تأثیر محرک‌ها با شرایط ویژه‌ای آزاد و همسو شوند، نیروی عظیمی پدید می‌آید که دارای انرژی خارق‌العاده‌ای است و انسان را بسیار نیرومند می‌کند به طوری که قادر خواهد بود حتی بعضی از کارهای غیرممکن را، ممکن کند.

اگر همسو شدن نیروها در جهت مثبت باشد، انرژی بیکران آزاد خواهد شد و انسان را در جهت مثبت به منظور سازندگی حرکت می‌دهد و اگر این نیروها به هر دلیل و تحت هر شرایطی در جهت منفی و مخالف، همسو شوند، آنگاه همین نیروی عظیم در جهت تخریب و نابودی انسان عمل می‌کند. سستی و تنبلی، افسردگی و کسالت روحی، خشم و خشونت، کشتار دسته‌جمعی، قتل عام و بسیاری از رویدادهای دیگر، از همین قبیل است.

«موفقیت همیشه با ذهنیت‌های مثبت ایجاد می‌گردد و زاییده آن است.»

«وین دایر» در تشریح تصویر یک شخصیت سالم می‌نویسد:

«داشتن انرژی سرشار و قابل ملاحظه، از ویژگی‌های شخصیت سالم است. شور زندگی در وجودش موج می‌زند. عشق و اشتیاق، انرژی پر قلیانی را در او متمرکز می‌کند و او را به چنین تکاپو وا می‌دارد. ساعات کمی را به خواب اختصاص می‌دهد و مفهوم بی‌حوصلگی و کسالت را نمی‌فهمد. مجموعه رویدادهای زندگی‌اش، حاصل احساسات، اندیشه‌ها، تلاش‌ها و فرصت‌هاست، حتی اگر در زندان باشد، فکر خود را بطور بدیهی بکار می‌اندازد تا با استفاده از اوقات، از فلج شدن شور و شوقش نسبت به زندگی جلوگیری کند.»
پس نتیجه می‌گیریم که اگر این نیروها به طور سازنده و مثبت با یکدیگر جمع شوند، چگونه به خدمت انسان در می‌آیند.
حال وقت آن است که ابتدا این نیروها را آزاد کرده، سپس در جهت مثبت بکار گیریم. با این کار، نیروی درونی ما بسیار قدرتمند می‌شود و قادر خواهیم بود اختیار زندگی و سرنوشت خویش را در قلمرو ممکن‌ها بدست گیریم.
امام علی (ع) می‌فرماید: درد تو از توست، ولی تو بدان بصیرت نداری و درمان تو نیز در درون توست، لیکن تو بدان آگاهی نداری.
در دیدگاه حضرت علی (ع) انسان تمامی هستی را در درون خویش دارد ولی بدان آگاهی و شعور ندارد. انسان بالقوه قادر است بر اسرار عالم امکان، آگاهی یافته و نسبت به آنها علم حضوری پیدا کند.              منبع:سایت پزشکان ایران


 
 
دوستی بامردم دانا خوش است
نویسنده : رحیم نجفی - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢۳
 

از آنجا که انسان از نظر جسم وروح طوری آفریده شده که ناگزیر است به طور اجتماعی زندگی کند ودر سایه همکاری با دیگران نیازهای مادی ومعنوی خودرا فراهم سازد،قهراً باید با افراد زیادی معاشرت کرده ودوستان فراوانی داشته باشدوکناره گیری از مردم ونداشتن دوست ورفیق موجب عقب افتادگی ،درماندگی و افسردگی وی می گردد.لذا در اسلام به داشتن اخلاق خوب ونیکو معاشرت کردن با مردم وبرگزیدن دوستان فراوان سفارش شده واز کناره گیری از مردم واز دست دادن دوستان شایسته نکوهش گشته است.

در این دنیای کنونی که عصر ماشین وتکنولوژی است دوست می تواند بسیار به انسان یاری رساند وهمراه وپشتیبان وی گردد وهیچ کس بی نیاز از این هدیه خداوندی نیست.

آنان که به تنهایی در این جهان در حرکتند بی شک نمی توانند به مقصد واقعی خود برسند جز اینکه دوستی داشته باشند ودر پناه وی بکوشند مشکلات را پشت سر نهند وبه منزل مقصود نائل گردند.

 

 

               نقش دوست خوب در تکامل بشر

دوست خوب نعمتی گرانقدر است که به راحتی یافت نمی گرددوبا ید تلاش کرد این هدیه ارزشمند را در زندگی به دست آورد وبدون او زندگی سخت ودشوار می گردد.

 

تا آنجا دوست خوب وشا یسته روی افکار واعمال و اخلاق انسانی اثر می گذارد که اورا هم آیین خود کرده ومعیا ر خوبی وموجب شرافت وخیر دنیا وآخرت معرفی شده است.

 

بی شک هر فرد عیوب خود را با دوستان خوب رفع می نماید وهر دوست چون آینه ای زنگا ر از رخ دوست می شوید و اورا چون درختی تنا ور وسر زنده به سوی فردا به حرکت در می آورد .

 

 

          اثر دوست بد در سقوط انسان

 

همانگونه که دوست خوب اثرات سازنده ومهمی در انسان دارد ،به همان نسبت و شاید بیشتر دوستان بد ورفیق فاسد و منحرف وناباب تاثیر خطرناک  وغیر قابل انکاری در بدبختی وفساد وضعف  آدمی دارد،به نحوی که تنها بهتر از دوست بد قلمداد شده است.رفیق بد چون آتشی بر زندگی انسان می افتد وآنچه در آن وجود دارد می سوزاند وخاکستر می کند.دوست ناباب سمی است کشنده که همراه خود را نابود می کند وهرکس با وی نزدیک شود از شر او در امان نمی ماند وبهترین راه دوری جستن از وی است و همنشینی با چنین افرادی به تباهی وهلاکت منتهی می گردد.

 

پسر نوح با بدان بنشست                  خاندان نبوتش گم شد

سگ اصحاب کهف روزی چند             از پی آدم گشت وآدم شد.

 

 

       دقت در انتخاب دوست

 

هر انسا نی نیازمند داشتن دوست می با شد ودوست خوب وبد در خوشبختی وبدبختی بشر نقش سرنوشت سازی را دارد ومی دانیم که رها کردن فردی که مد تها با او دوست بوده است کار آسانی نمی باشد.

از این رو بر هرکس لازم است که نخست در انتخاب دوستا ن خود دقت کند وآنها را خوب بشنا سد ،لذا در روایا ت اسلامی از مسا محه وبی توجهی در برگزید ن د وستا ن نکوهش شده و نشا نه ها ی د وستا ن خوب وبد ومعیا ر ود لیل  آز ما یش آنا ن بیا ن گشته است :

الف –آزما یش پیش از انتخا ب

قبل از انتخا ب دوست به صورت غیر مستقیم اورا مورد سنجش قرار دهیم واز خصوصیا ت وی آگا ه گردیم وشنا خت اورا به بعد از انتخا ب واگذ ار نکنیم که این گونه ممکن است به ضرر وزیا ن با شد وخسران وپشیما نی سودی ندارد.

هیچ وقت ظاهر افراد ملاک ثا بتی نیست واحتما ل د ارد افراد در ویژگیها ی خود ظاهر سازی نما یند وبا مکر وحیله فردی را گول بزنند .دوست به سه چیز آزمای ش می شود:ما لی از او در خواست کنی ----چیزی نزد ش اما نت بگذاری---در کار سختی دخالتش دهی.

ب –معیا رهای دوست خوب

 

سود وزیا ن دوستش را ما نند خود بداند –از زشتی ها با زش دارد--- در سختیها نما یا ن میگردد--- عیب را روبرو

بیا ن نما ید ---تا سر حد جا ن کمک می کند—شخصی که از ما لش دریغ نمی کند.بقیه درادامه مطلب...


 
 
نمونه سوالات امتحانی دوره ابتدایی
نویسنده : رحیم نجفی - ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٢
 

 

نمونه سوالات امتحانی خرداد 87

درس: علوم تجربی پایه چهارم دبستان

ریاضی پایه سوم دبستان 

ریاضی پایه دوم دبستان

ریاضی پایه دوم دبستان

ریاضی سوم دبستان

ریاضی اول دبستان

ریاضی پایه دوم دبستان

درس: جمله نویسی پایه دوم دبستان

جغرافی پایه چهارم دبستان

جغرافی پایه چهارم دبستان

درس: تاریخ ومدنی پایه چهارم دبستان

درس: بنویسیم پایه سوم دبستان

انشاء پایه چهارم دبستان

انشاپایه چهارم دبستان

درس: علوم پایه چهارم دبستان  

جمله نویسی پایه سوم دبستان

درس: تاریخ ومدنی چهارم دبستان

 

نمو نه سوالات دوره  ابتدایی 

سؤالات تاریخ پایه پنجم

مدنی پایه پنجم

سؤالات تاریخ پایه پنجم

تاریخ ومدنی کلاس پنجم

آزمون جمله نویسی - پایه سوم - تا ص 49

نمونه سوال ریاضی پایه پنجم نوبت اول

دانستنی های ریاضیات دوره ی ابتدایی

دانستنی های ریاضیات دوره ی ابتدایی

نمونه سو’ال ریاضی نوبت اول سوم

نمو نه سوال جمله سازی وانشا سوم

جمله نویسی و انشاء - پایه سوم  جمله نویسی و انشاء - پایه سوم

نمونه سوال علوم پنجم نوبت اول

آزمون علمی و هماهنگ دروس اجتماعی ، علوم و ریاضی پایه پنجم ابتدای

نمونه سوال تاریخ ومدنی پایه پنجم

سوالات تاریخ-چهارم ابتدایی

سوالات پیشنهادی آزمون هدیه های آسمان پایه پنجم ابتدایی

علوم نوبت دوم چهارم

انشا نوبت دوم کلاس چهارم

تاریخ کلاس چهارم

ریاضیات نوبت دوم

ریاضیات نوبت دوم

 جمله سازی نوبت اول پایه:دوم ابتدایی

امتحان: جمله سازی نوبت دوم - پایه:دوم ابتدایی

امتحان:جمله سازی نوبت دوم پایه:دوم

جمله سازی نوبت دوم کلاس سوم

ریاضی نوبت اول کلاس سوم

جمله سازی نوبت دوم کلاس دوم

جمله سازی نوبت اول کلاس سوم

نمونه متن املا - پایه اوّل ابتدایی




 
 
مثبت اندیشی ونتیجه ان درزندگی
نویسنده : رحیم نجفی - ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٢
 
                          به نام خدا                                   

     

  ای برادر تو همه اندیشه ای     مابقی خود استخوان وریشه ای

چیزی که نحوه زندگی انسانها را مشخص می کند، تفسیر و نوع دیدشان نسبت به  وقایع بیرونی است نه خود آن وقایع.

سرمنشأ مثبت اندیشی از باورهای ما می آید. باورها و اعتقادات هر فرد و نوع برداشتش از زندگی و وقایع آن است که او را به سمت و سوی خوشبختی و یا بدبختی می برد. هر اتفاقی که در زندگی ما پیش می آید از نظر ما یا خوشایند است یا ناخوشایند. پس هرامری می تواند باعث خوشحالی و خوشبختی ما و یا باعث ناکامی و ناراحتی ما شود.

مثبت اندیشی به ما کمک می کند که بتوانیم تغییرات مفیدی در رفتار، گفتار، کار و زندگی خود ایجاد کنیم .

کلمات نیز تأثیر بسیاری بر افکار و احساسات ما می گذارند. کلمات می تواند ما را بسیار هیجان زده، متأثر یا خوشحال کند. پس دقت کنید کلماتتان را در جهت مثبت و زیبا کردن افکار و احساساتتان به کار ببرید.

به کاربردن واژه ها و عبارات تأکیدی مثبت در زیباتر شدن افکار و اعمال ما و بهبود کیفیت زندگیمان تأثیر بسیار زیادی دارد و باعث ایجاد شور و شوق در زندگی می شود. مثل این جمله: «من شایسته موفقیت هستم و همیشه به اهدافم می رسم.»

هیچگاه مشکلات و سختیهای زندگیتان را لعنت و نفرین نکنید. این فکر که دنیا سرشار از مشکل است را دور بریزید و در عوض هرگاه موقعیت نامطلوب یا مسئله ناخوشایندی در زندگیتان پیش آمد، به دنبال راههای مثبت و طلایی برای حل آن مسائل باشید. به کار بردن این روش باعث ایجاد رضایت در شما و حل شدن مسائل زندگیتان به گونه ای مثبت و خوب می شود.

نحوه اظهار نظر کردن در مورد دیگران و کارهایشان نیز بسیار مهم است. سعی کنید سریع و منفی در مورد چیزی اظهار نظر نکنید. ابتدا در مورد آن فکر کنید بعد نظر خود را از جنبه مثبت مطرح کنید تا تأثیر بیشتری بر مخاطبتان داشته باشد.

در اطراف همگی ما افراد منفی بافی هستند که با افکار و گفتار منفی شان سعی دارند، باعث تضعیف روحیه ما شوند. سعی کنید تا حد امکان با چنین افرادی همنشین نشوید.

بسیاری از مردم افکار منفی را در زندگیشان مد نظر قرار داده و به آنها بها می دهند. حتی در صحبتهایشان با یکدیگر مدام از سختیهای کارشان، کم خوابیهای شبانه، نداشتن استراحت گله می کنند و همین امر تأثیر منفی بر فکر آنها گذاشته و باعث خستگی و ناامیدی شان می شود.

مطمئن باشید که اطرافیانتان هیچ علاقه ای به شنیدن سخنان منفی شما ندارند. سعی کنید در مورد جنبه های مثبت زندگی و کارتان برای دیگران صحبت کنید. زیرا شنیدن آنها می تواند برای دیگران هم جالب باشد.

به نظر شما بهتر نیست که ما به جای اینکه فقط به مشکلات، بی عدالتی ها، گرانی و تورم، بی پولی، بیکاری و هزاران فکر منفی دیگر تمرکزکنیم، به اینکه در زندگیمان بسیاری از اوقات کارها درست و خوب پیش می روند فکر کنیم و از این موضوع شگفت زده شویم و به جای گله و شکایت از زندگی و کار، هر جا که هستیم از وفور نعمت و ثروت و خوش اقبالی صحبت کنیم؟

ممکن است شما در آخرین سفرتان از اینکه هواپیما چند ساعت تأخیر داشته و مجبور شده اید چند ساعت از وقتتان را در فرودگاه بگذرانید، بسیار ناراحت و معترض باشید و تا چند روز از تأخیر پرواز و خستگی مفرط خود به خاطر معطلی در فرودگاه، با ناراحتی و دلخوری برای دوستان و همکارانتان تعریف کنید. ولی آیا تا به حال از پروازهای خوب، راحت، به موقع و به سلامت خود بسیار خوشحال شده اید و آیا آنها را بارها برای دوستانتان تعریف کرده اید؟

وقتی از شما می پرسند آیا امروز روز خوبی داشته اید، چه جوابی می دهید؟ آیا جواب می دهید: «روز بسیار سخت و طاقت فرسایی بود.» یا می گویید: «روز خوبی داشتم. خدا را شکر همه چیز بر وفق مراد بود.»

اگر به تمام لحظات زندگیمان فکر کرده و آنها را مرورکنیم، می بینیم که در طول زندگی لحظات خوشایند و لذت بخش زیادی برای ما رخ داده است. پس چرا به جای فکر کردن به لحظات شاد و زیبای زندگیمان به لحظات سخت فکر کنیم؟

فراموش نکنید که افکار منفی می تواند یک روز سفید را خاکستری نشان دهد و افکار مثبت حتی یک روز خاکستری را زیبا و سفید می کند.

به طورکلی مثبت اندیشی و افکار منفی هر دو به صورت مسری از فردی به فرد دیگر سرایت می کند. شما می بایست سعی کنید به جای اینکه اجازه دهید افکار منفی دیگران بر شما تأثیر بگذارد و روحیه شما را تضعیف کند، با گفتار مثبت خودتان اندیشه ها و افکار مثبت را به دیگران منتقل کنید و به آنها بیاموزید که افکار منفی شان را کنار گذاشته و اندیشه های مثبت را جایگزینش کنند. با این کار شما می توانید هم به اطرافیان خود کمک کرده و هم روحیه مثبت اندیشی خود را تقویت کنید.

هرگاه حادثه ناراحت کننده ای در زندگیتان پیش آمد، به جای اینکه مأیوس و نگران شوید، آن را به فال نیک گرفته و به این فکر کنید که قطعا” راه دیگری برای سعادت و خوشبختی شما گشوده شده و می بایست آن راه را بیابید.

سعدی در بیت زیر به زیبایی این موضوع را بیان می کند:

«خدا گر به حکمت ببندد دری

به رحمت گشاید در دیگری»

به فرض اگر شما شغلتان را از دست داده اید، پیشنهاد می کنم به جای تأسف و ناراحتی، خوشحال باشید زیرا این مسئله پیام مثبتی برای شما دارد. از دست دادن شغلتان بدین معناست که شما باید وارد کار جدید و بهتری شوید و فراموش نکنید که در هر امری حتی به ظاهر ناراحت کننده، جایی برای  خوشحالی و موفقیت وجود دارد.

نوع نگرش و تفکرات هر انسانی نشاندهنده شخصیت، اعتقاد و باورهای او می باشد و ناشی از نحوه توجیه و تفسیر تجربیاتش است.

خوش بینی نیز می بایست عاقلانه باشد . نباید خوش بینی را با اعتماد کورکورانه به هر کسی یا چیزی اشتباه بگیریم. مثلا” در سرمایه گذاری در هر نوع فعالیتی بهتر است هم خوش باشیم و هم در کنار آن با نگاهی نقادانه و دقیق جلو برویم. نظر نقادانه به شما کمک می کند که جلوی هدر رفتن سرمایه تان را بگیرید و دقیق ترو بهتر تصمیم بگیرید. اگر قرار است در کاری سرمایه گذاری کنید بهتر است، ۷۰% با دید خوشبینانه و ۳۰% با دید نقادانه جلو بروید و در مورد آن کار تفکر و بررسی کرده و سپس تصمیم گرفته و اقدام کنید.

حق یارتان

منبع:اندیشه یک معلم


 
 
تعداد استخدام دراموزش وپرورش به تفکیک استانها
نویسنده : رحیم نجفی - ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۱
 

 


 
 
مدرسه ای که دران تدریس می کنم
نویسنده : رحیم نجفی - ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٩
 
                                    به نام خدا

 

مدرسه ای که بنده درسال تحصیلی ۸۸-۸۹دران تدریس می کنم درروستای

خانقاه از توابع بخش کندوان شهرستان میانه دراستان اذربایجان شرقی قراردارداین روستادردامنه کوههای بزگوش قرارداردوامسال بهاربسیار زیبایی راتجربه می کندهمچنین بیشتر مردمان این روستابه باغداری مشغول هستندوسیب این روستا بسیار مرغوب ومعروف است وبه خارج ازکشور نیز صادر می شود.این روستا دارای دومدرسه ابتدایی وراهنمایی که مختلط هستنددارد وهردو مدرسه کانکس هستند.

قبلا این روستا دارای مدرسه ی نسبتا خوب بوده که براثر جابجایی زمین ازبین رفته    است وچندین سال است که دانش اموزان درکانکسها درس می خوانند.

همچنین این روستاجزو بزگترین روستاههای بخش می باشدمدرسه این روستاوکلاسها هر کدام مسقلا اداره می شوند درحالیکه بیشتر مدارس بخش بصورت چند پایه هستندیعنی دریک کلاس ممکن است دوپایه وحتی پنج پایه مشغول به تحصیل باشند.

مسئله ای که باعث شد بنده این وبلاگ رابنویسم نوع مدرسه ای است          که بنده دران تدریس می کنم مدرسه ازچندین کانکس تشکیل شده است  که عکسهایش راملاحظه می کنید.


تدریس دراین نوع کلاسها واقعا مشکل است فضای داخل کلاسها تنگ وکوچک است وشما درعکس داخل کلاس محل قرار گرفتن میز معلم وفاصله بین نیمکتها راملاحظه می کنید ومن درکلاس پنجم این مدرسه تدریس می کنم وکثرت دانش اموزان کلاس من کاررا مشکل ترکرده است.

همچنین دراین روستاروزی دوساعت اب اشامیدنی که لوله کشی است    وجود دارد واین مشکل نیز به مشکلات مدرسه افزوده است.استعداد تحصیلی دانش اموزان مخصوصا دختران خیلی خوب است.

دانش اموزان کلاس پنجم


امسال بودجه ای جهت ساخت مدرسه جدید درنظر گرفته شده است امیدوارم که  هرچه سریعتر مدرسه جدید ساخته شودوما معلمان ودانش اموزان ازنعمت یک مدرسه خوب برخوردارشویم

 منبع:rahim49.blogfa.com
  1.  

 
 
خلاصه کتاب" استاد عشق "نوشته ایرج حسابی قسمت اول
نویسنده : رحیم نجفی - ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٩
 

.

 

به نام خدا

           کودکی وجوانی        

پرفسور حسابی می گوید:من وبرادرم  بچه بودیم خبردارشدیم که مسافرتی درپیش است .واز این موضوع خیلی خوشحال بودیم اما پدرومادر نگران بودند وما ان مو قع علت را نمی دا نستیم  دولت وقت ان زمان پدرم راسفیر ایران در لبنان انتخاب  کرده بود .

حدود یکسال طول کشید تا به بیروت برسیم که سه ماه در بغداد بودیم وچهارماه درسوریه ودراین مدت مشکلات زیادی را متحمل شدیم.

پدرم مرد مقام پرست وپول پرستی بو دومکاتبات زیادی می کرد تا مقام بالاتری بگیرد. برعکس مادرم   ادم قانع و بردباری بود. پس از یکسال پدرم   خواست مارا به دایه بسپارد وبه اتفاق مادر به تهران برگردد ولی مادر قبول نکرد وپدر باخونسردی تمام  مارا درغربت رهاکرد .

پس از چندی خبردارشدیم که پدر با یکی از شاهزاده ها ازدواج کرده وشب وروز مشغول مهمانی وعیش ت کردند وعلی اقا که مردخوبی بود گفت:نگران نباشید مادواتاق داریم که یکی راخالی می کنیم ودراختیارشما می گذاریم.حساب کنید که تادیروز خانواده ی سفیر بودی وبروبیایی داشتی امروز سربار مستخدم سفارت شوی.

مابه مدرسه می رفتیم وازهزینه خانواده ومدرسه خبرنداشتیم  تا اینکه     یه روزی درباغ بازی می کردیم ناگهان فریادوجیغ مادررا شنیدیم فوری به     خانه برگشتیم مادر بی هوش افتاده بود علی اقا دکتر اورد ومادرم به هوش امد اما ازسینه به پایین فلج شد ماجرا این بوده که مادر هنگام ترک سفارت  صندوقچه ی جواهرات خود رابرداشته بود وخرجی ما رابافروختن انها تامین   می کرد دران روز وقتی به سراغ صندوقچه می رود ومی بیند که خالی شده ازشدت ناراحتی ونگرانی سکته می کند.

پس ازاین ماجرا مادر از علی اقا خواست که برای ما مدرسه رایگان پیداکند  واو هم بازحمت فراوان مدرسه ای باعنوان روحانیون که متعلق به مسیحیان بو دپیداکرد برای ما سخت بود اما چاره ای نبود صبح ها به مدرسه می رفتیم وبعد از ظهرها برای تامین هزینه ی دوا ودرمان مادر کار می کردیم وبرای غذا ومیوه ولباس پولی نمی ماند لذا مجبور می شدیم شبها به درب منازل مردم برویم ونان خشک راازاشغالها جداکنیم وبه خانه بیاوریم درخانه نان     خشکها را می شستیم وپس از خشک شدن شکم مان را سیر می کردیم وبرای تامین قند بدن یه نوع میوه بود که دربیروت فراوان بود ومفت ومجانی  بود ازان استفاده می کردیم ومقداری نیز برای زمستان خشک می کردیم.

باتحمل این مشکلات توانستم دررشته ادبیات درسم راتمام کنم چندی بعد  برای پیداکردن کار با یک مهندس فرانسوی اشناشدم  واومرا به یک شرکت راهسازی که راه بین سوریه ولبنان را می ساختند معرفی کرد ومن انجا     مسئول گروه شدم کارگران محلی بودند وشبها به خانه شان می رفتند و   من می ماندم درمیان شغالها وگرگها وتاچندین ماه من شبها به تنهایی  بااین اوصاف بسربردم یه روز برای بازرسی امدند واز پیشرفت کار تعجب    کردند وعلت را پرسیدند من گفتم چون من مسلمان وشیعه هستم  این ها  نیز شیعه ومسلمان هستند وبامن همکاری خوبی دارند این موضوع سبب  شد تا ان بازرس از رابطه خوب من واهالی انجا استفاده کرده تامعدنی که   چندین سال بود به دلیل ترس ازانها رها شده بوددوباره بوسیله من ازان    بهره برداری کنند وانها بعدا ازمن خواستند که به فرانسه مهاجرت کرده ودردفتر معدن مشغول بکارشوم وما بدین وسیله به فرانسه مهاجرت کردیم  .ادامه زندگینامه پرفسور حسابی انشاالله د رمطلب اینده   

منبع:rahim.

 
 
← صفحه بعد